همه کیری‌ان همه.

امروز من و مامان هرکدوم یه کت شلوار خیلی قشنگ خریدیم. خیلی جالبه واسه بله برونی گرفتیم که هنوز قطعی نشده🙏🏻 ولی بسیار بسیار زیباان.

از ظهر که مدرسه تایما رو فرستاده خیلی حالم گرفته‌ست. هی سعی میکنم خودمو قانع کنم ولی نمیشه. رفته بودیم خرید. عصبیییی بودم. فک کن دوره‌ی پی‌ام‌اس‌، حرص خوردن از دست اینا، کلافه شدن از خرید و اون مسئله. واقعا وسط مغازه میخواستم بزنم زیر گریه یه دفه تو آینه خودمو دیدم چشام زار بود. قشنگ مشخص بود چقد حالم بده. آهنگای شادمهرم پخش میشد تو مغازه‌ها. امروز روز مرگ بود. بعدازظهرم از پنجره نگاه کردم انقد بوی دلتنگی میداااد:) من مردم واقعا مردم..

شاید هر زمان دیگه‌ای بود از اینکه ۲۵ دقیقه زودتر قراره تعطیل شم، خیلی خوشحال میشدم: )

توی چشمات امروز دنبال یه خورده احساس بودم

کمترین حق منه من که باهات این همه روراست بودم

حرف زدن با آدم‌ها حوصله‌مو سر میبره، انرژیمو تخلیه و غمگینم می‌کنه. بعدش متوجه میشم چقدر حرفایی زدم که نباید میزدم نه از جهت ناراحت شدن طرف مقابل، بخاطر اینکه انقدی اعتماد کردم که کل زار و زندگیمو گفتم و طرف حتی از بی‌ارزش‌ترین چیز‌هاشم برام نمیگه. برام عبرت نمیشه. هر سری زود فراموش میکنم بعدش خودخوری میکنم. ولی فصل جدید، چیزهای جدید میطلبه. روزهایی که با کسی غیر از خانواده‌‌م حرف نمیزنم، حالم خیلی خوبه.

آقا جون ذره ذره داره آب میشه و این صحنه‌ها خیلی غم‌انگیزه‌. حتی وقتی همه بخاطر حرفاش میخندن‌، بازم پشت همه خنده‌ها یه درد و دلتنگی ابدی برای همه روزهای گذشته است..

اینکه از یکشنبه باید هر روز به مدت حدود ۹ ماه برم مدرسه، یه شوخیه نه..؟ چیزی غیر این نمیتونه باشه..

بلهههه دوستان وقتی شما میخواید استاک کردن رو ترک کنید، متوجه میشید که از هیچی جا نموندید ولیییی یهو یه چیزی که مدت‌ها دنبالش بودید رو بدون اینکه تلاشی برای کرده باشید پیدا میکنید و میرینید تو خودتون!!!

دل با امید وصل به جان خواست درد عشق

آن روز درد عشق چنین بی دوا نبود

شهریار

مووآن کردن فقط تو قصه‌هاست. وگرنه همه‌مون هنوز درگیرشیم.

همیشه برام اثبات شده وقتی ولع ارتباط با یکی رو دارم و نمیشه، بعدش متوجه میشم که چقدر شانس آوردم‌. همیشه‌ی همیشه. کاش این برام یه قانون غیرقابل‌تغییر میموند تا دیگه انقدر خودمو اذیت نکنم.

دارم هندوانه چشمک زن رو میبینم و به طرز دیوانه‌واری قشنگهههههه. خیلیییییی وایب ریپلای ۱۹۸۸ رو میده. اون هم خیلیییییی خفن بود خیلییییی.

همیشه برام ثابت شده اگه به اون چیزی که می‌خوام نرسم، قطعا یه چیزی توش هست. همیشه برام یه چیز مثبت پیش اومده در ادامه که فهمیدم چقدر خوب شد که نرفتم اونجا، نتونستم اون تایم ثبت نام کنم، این کارو نکردم اون کارو نکردم. ولی پذیرفتن این همچنان برام سخته. اگه نشد چی..؟

خیلی سردرگمم. خیلی درد شدید و مبهمی تو قلبم احساس میکنم. از صدای شب‌های پاییز متنفرم.

اون گیول توی هندوانه چشمک زن به طرز عجیبی وایب عباس رو بهم میده:)))

: )

وقتی خوابی رو میبینی که با تک تک جزئیات هر لحظه ارزوشو داری، وقتی بیدار میشی دیگه چیزی ازت باقی نمونده.

# ادامه نوشته

هفته دیگه این موقع همراه با احساسات قاطی پاتی و مخصوصا غم.

یه بارون خیلی قشنگ اومد که حس میکنم ته ترین سلول‌های مغزم باز شدن. بعد برقا رفت. هیلی خوفناک شد. یه صدایی هست که شبا میاد نمی‌دونم واسه کدوم پرنده‌‌س یا چیه، بوی بارون و جنگل و درخت، درخت، تاریکی مطلق. تنها بودم سکته میکردم. الآنم هوا خنک شده و من خیلی خوشحالم. پاییز داره میاااااااااااااااااااد.

سلام به خواب بعدازظهرِ گوهِ پاییزی که وقتی بیدار میشی نمیدونی تو کدوم سیاره‌ای.

هشتم این ماه رو یادم رفت. هشتم ماه قبل هم چند وقت بعدش متوجه شدم. این‌ها علائم خوبی‌ان.

اون که میون منو تووووو خط جدایی کشیدههههه

دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشهههه

هرچیزی یه زمانی داره و هر فرصتی هم یه زمانی داره. لزومی نداره‌ همیشه فداکارِ یه ارتباط تو باشی تا صرفا ادامه پیدا کنه. وقتی یکم رها می‌کنی میبینی چقدر از اون حالتش خارج شده. واقعیت‌ها معلوم شده. و مدتی طول می‌کشه تا نفرت و حس بدت از بین بره ولی عوضش دیگه تو به عنوان یه احمق شناخته نمیشی. به ازای هر ۲۰ باری که تلاش میکنی، باید یه بارم وایسی نگاه کنی. و این یه باگ که داره اینه که به احتمال خیلی زیاد همه روابطتتو از دست میدی.

بالاخره انیمیشن Coco رو تو سه پارت دیدم و تموم شد. هر سری هی خوابم میبرد وسطش. خیلی خفن و دوست‌داشتنی بود: )

انیمیشن Encanto رو دیدم. خوب بودا ولی عالی نبود.

همیشه اینکه هی بگی که داری از درد عشق زجر میکشی و بعد خبر بیاد که با یکی دیگه‌ای و بعد از یک ماه دوباره همون اش و همون کاسه، برام مضحک بوده. چیزی که بیشتر از همیشه حرصمو در میاره اینه که چرا اینجور آدم‌ها ادعا میکنن خیلی سختب دیده‌ان و خیلی صبور و از اینجور قبیل چیزها؟

انیمیشن هتل ترانسیلوانیا ۱ و up رو دیدم. جفتشون خفن بودن.

چیزی که نخوای ببینی رو بیشتر از هرچیزی میبینی. فک کنم قشنگ ۳ تا از همون کتونی از همووووون رنگ نه حتی کمرنگ‌تر و پررنگ‌تر دیدم.:)))

دیشب تو قطار بیشتر از نصف انیمیشن موانا رو دیدم. اصلااا ازش خوشم نیومد. طراحیش فوق‌العاده بود خیلی خیلی خیلی قشنگ بود ولی داستانش رو اصلا دوست نداشتم و اصلا جذبم نکرد. بخاطر همین حتی نتونستم تمومش کنم!

انیمیشن لوکا و شانس رو دیدم. لوکا که محشرررر بود. شانس هم خیلی خوب بود. همه‌چیز خیلی قشنگه🥺