اینو خیلی خوب می‌دونم که حالم دیگه قرار نیست خوب بشه. این حال بد، این حسرت و این نرسیدن‌های پی‌در‌پی به هیچی همیشه قراره باهام باشن. فقط دارم به این فکر میکنم که چجوری قراره تسلیم نشم؟

امروز سالم می‌گفت اگه من تنها خودکشی کنم ناراحت میشید؟ آخه راجع‌به خودکشی دسته‌جمعی حرف می‌زدیم. ما هم گفتیم آره خیلی. واقعا خیلی. حس میکنم دیگه اون یه ذره امید و انگیزه و اون چیزی که نمی‌دونم اسمش چیه ولی همچنان باعث میشه ادامه بدم هم تموم میشه. ولی دارم فکر میکنم که این فکرو خودم عملی کنم. جدی در آخرین مرحله‌ی عاجز بودنم..

# ادامه نوشته

اگه میدونستم امسالم همینه، همون پارسال تسلیم میشدم..

مغزم به فنا رفت. دوباره خوابم ریده شده توش. خسته شدمممممممممم😫.

خودت می‌دونی بی‌شک..

داره بارون میزنه نم نم

خیابونا چه سردن

دارم از اون کوچه رد میشم

که تو رو توش گمت کردم..

خیلی توقع زیادیه که می‌خوان خوش‌اخلاق باشی در حالیکه اونی که میخوای کنارت نیست.

یمیتیتینیعیهیهص. دوباره وبلاگ عزیزممم.

شاید هنوزم دیر نیست..

# ادامه نوشته

هیچوقت قرار نیست از دوری و دلتنگی کسی بمیری. درد و رنج بی حد و اندازه داره ولی تموم شدنیه. گذریه. به جایی میرسی که خودت برای خوشحالیش با یکی دیگه ذوق می‌کنی. اینجا ینی واقعا گذشت. چیزی که هیچوقت فکرشم نمی‌کردی. چه لحظات قشنگی.

خواستم بگم شروعم موفقیت‌آمیز بود. واقعا از خودم توقع این همه موفقیت و استمرار رو نداشتم. یه جاهایی لغزیدم ولی بازم سریع خودمو کشیدم بیرون. واقعا خوشحالم بابت این موضوع.

الان فقط یه عالمه پاستا و یه عالمه نوشابه مشکی با یخ فراوان می‌تونه خستگی‌مو در کنه. اصلا از وقتی مهر شروع شده، برای من ۴,۵ سال گذشته. الانم دارم سر تاریخ سرویس میشم👏

همچون نسیم صبح

‏لرزان و بی‌قرار وزیدم به سوی تو

‏اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

‏در سینه هیچ نیست، ‏بجز آرزوی تو...

واقعا خسته‌ام.

لالایی میخونه بارون

برام آروم نمیشم..!

آوین خیلی مادرش جنده‌س.

مادرجنده مادر جنده مادرجنده مادرجنده مادرجنده مادرجنده مادرجنده مادرجنده.

دختره‌ی خیابونی فاحشه.

رستمی مادرجنده مادرجنده مادرجنده مادرجنده. اردک کیری. کیری کیری کیری کیری.

امروز ظرفیتم پره.

از همین لحظه شروع میکنم چون نمیخوام بیشتر از این هدر برم..

هرچی بیشتر میفهمم بیشتر حالم بد میشه:))

امروز برای بارچندمه که دارم سوره یاسین رو گوش میدم. هم آرامش میده بهم و هم بشدت عذابم میده. یعنی نهایت غم رو میشه تو صداش حس کرد..

امروز تولد ساجده فریاله. چه روز مبارکی:))💙 قربونش برم.

به معنی واقعی کلمه مستی‌ام درد منو دیگه دوا نمیکنه..

چقدر فاصله‌ی بین اهمیت ندادن و غرق شدن کمه.

خسته از هرچی که بود

خسته از هرچی که هست

رفتن آقاجون واقعا هنوز برام غیر قابل‌باوره. چرا انقد زود؟ نمیتونم باور کنم. وقتی جمعه ساعت ۹ داشتیم برمیگشتیم خونه کی فکرشو میکرد یک ساعت بعد قراره میم زنگ بزنه بگه آقاجون فوت کرد؟ وقتی گریه داییامو دیدم واقعا سوختم.

همیشه تو بدترین شرایط بارون می‌باره..

نمیدونی وقتی بعد از مدت‌ها با آرامش خوابیدی اونم بعد از نزدیک ۱ روز و نیم نخوابیدن، با صدای گریه بلند بیدار بشی چقدر میتونه کیری باشه. از اون کیری‌تر هم اینه که داری عذاب میکشی ولی اشکت نمیاد.

یه درد غیرقابل تحملی دارم که ممکنه هر لحظه بدنم از کار بیوفته.

انقدر ‌‌از لحاظ روحی ضعیف و شکننده‌ام که هرلحظه ممکنه هرکار نادرستی رو انجام بدم.

توی یک شرایط غیرقابل توصیف تخمی‌ای قرار دارم که واسه هیچکس نمیخوام. عمیقأ و واقعا فقط مرگ می‌خوام🙏🏻.

دو سال دیگه که کنکورت خراب شد و همه‌چیت رو از دست دادی، هیچکدوم از کسایی که الان تو حال بدت تاثیر دارن، نیستن و قرار نیست بهت بگن اشکال نداره‌. و تو فقط قراره خودتو تا ابد سرزنش کنی. پس با حال بدتم ادامه بده. اینا همش تموم میشه، میگذره. مگه نگذشت؟ خیلی سخت گذشت ولی گذشت نه؟ پس کم نیار دختر قشنگم و ذهنتو درگیر هیچکس نکن🙏🏻.

الان وسط مهمونی‌ام. و اینجوریم که هر لحظه امکان داره بشینم عر بزنم🙏🏻. از همه بدم میاد🙏🏻.

دلم میخواست میتونستم برم تو یه غار و انقد گریه کنم که بمیرم.